تبليغاتX
چشم انتظار
Search

مقدمه حضور 

موضوع: جمعه 28 مرداد1384 11:52

 مهربانا ! خدا كند تو بيايي . تا اين بار چشم در چشم تو داشته باشم و چشمان بي فروغم را فروغي دوباره بخشم . اينجا كشور توست ، كشور اهل بيت (ع) است . بوي علي و حسين و فاطمه (عليهم السلام) از در و ديوار آن مي بارد .

مهديا ! يوسفا ! عزيزا ! بيا كه بي تو هستي سخت خاموش است . تو فرياد عطش مني . عطشي نه تقليدي و نه تلقيني ، كه برخاسته از بنيان هايي به بلنداي همه تاريخ و برگرفته از طراوتي به زلالي همه فطرت ها .

عزيزا ! دير به يادت افتادم ، ميدانم . هنوز هم در بسياري از جاهاي اين مرز و بوم ، رنگي از تو نيست . هيچ عذري نيست و هيچ دستاويزي نداريم ، جز اينكه بگوئيم شرمنده ايم . كور است چشمي كه او را نبيند و ضرورت وجودش را كه كليد معناي هستي است نيابد . آنجا كه تو نيستي ، تاريخ هم رنگ مي بازد . من تو را همراه آدم و نوح و ابراهيم ديدم و بشارت تو را از زبان رسول و علي و فاطمه و سجاد و صادق و عسكري ( عليهم السلام ) شنيدم . بي تو ، هستي بي روح است و تاريخ كلاف سر در گمي بيش نيست . تو مطلوب خدا و مقصود انبياء و محبوب اوليايي . تو فرياد عطش همه اعصار و قروني ، تو عصاره خلقتي .....

كور باد آن چشمي كه تو را نبيند .

 من ، تو را بر بال ملائك و گلبرگ هاي نيلوفر و ترانه باران ديدم .

من تو را در شكستن ديو و فروزش فرشته و هشت سال رويارويي تمامي ايمان در برابر تمامي كفر و در صلح سبز و فراق روح‌ا... و آمدن روح الامين ديدم .  

               .............. خورشيد من برآي كه وقت دميدن است ..............

نوشته شده توسط soheil | لینک ثابت |


About
اندکی صبر سحر نزدیک است
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search