چشم انتظار
|
|
غدیر خم موضوع: انتظار چهارشنبه 28 دی1384 14:49
إنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوةَ وَ هُم راکِعُونَ ولیِّ شما خدا و رسولش و آنان که ایمان آورده ، و نماز به پا می دارند و زکات می پردازند در حالی که در رکوع اند هستند < مائده 55 > یا أیُّها الرَّسول بَلِّغ ما اُنزِلَ إلَیکَ مِن رَبِّک وَ إن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ ای رسول برسان آنچه را - در مورد حق علی – از پروردگارت به تو نازل شده است . اگر این کار را انجام ندهی رسالت را به پایان نرسانده ای ؛ خداوند تو را از شرّ مردم حفظ خواهد کرد . < مائده 67 >
أالَیومَ أکمَلتُ لَکُم دینَکُم و أتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الإسلامَ دیناً - ای مردم – در این روز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم ؛ اسلام را بعنوان دین - کامل و جامع – برای شما راضی شدم . < مائده 3 >
* رسول اکرم (ص) فرمود : اگر مردم بر دوستی علی اتفاق می کردند ( و مخالفی نبود ) خداوند آتش جهنم را نمی آفرید . * عایشه ( لعنت الله علیه ) گوید ابوبکر( لعنت الله علیه ) را دیدم که بسیار به چهره علی نگاه می کرد پس پرسیدم : ای پدر همانا تو زیاد به چهره علی نگاه میکنی علت چیست ؟ پاسخ داد: دخترم از رسول خدا شنیدم که فرمود : نظر کردن بر چهرة علی عبادت است . * عمر خطاب ( لعنت الله علیه ) گفت : شهادت می دهم که از رسول خدا شنیدم می فرمود : اگر هفت آسمان را در یک کفه ترازو بگذارند و ایمان علی را در کفة دیگر آن ، ایمان علی رُجحان و برتری خواهد داشت ..... * عمر خطاب ( لعنت الله علیه ) گفت : خداوند پس از علی ابن ابیطالب مرا باقی نگذارد . * سخن عثمان ( لعنت الله علیه ) در خطابش به علی(ع) : بخدا اگر بمیری دوست ندارم بعد از زنده بمان زیرا جانشینی پس از تو نمی بینم . و اگر باقی بمانی هیچ سرکشی را نمی بینم که تو را بعنوان نردبان و وسیله یاوری انتخاب کرده باشد ...... نسبت من به تو مانند فرزندی است که از طرف پدرش عاق شده ..... * ابو حنیفه ( پیشوای مذهب حنفیه ) : احدی با علی به قتال و جنگ برنخاست مگر آنکه علی از وی أولی به حق بود و اگر علی به مقابله با آنها برنمی خاست هیچکس نمی دانست سیرۀ بین مسلمین و تکلیف شرعی با این گونه گروهها از چه قرار است ... * بارون کاردایف ( دانشمند فرانسوی ) : علی مولود حوادث نبود بلکه حوادث را او بوجود آورده بود ، اَعمال او مخلوق فکر و عاطفه و مخیّله خود اوست ، پهلوانی بود در عین دلیری دلسوز و رقیق القلب ؛ زاهد از دنیا گذشته بود ، به مال و منصب دنیا اعتنایی نداشت و در حقیقت جان خود را فدا نمود ؛ روحی بسیار عمیق داشت که ریشة آن ناپیدا بود و در هر جا خوف الهی آن را فرا گرفته بود . نوشته شده توسط soheil | لینک ثابت |
غیبت یا غفلت موضوع: انتظار شنبه 10 دی1384 23:23
غيبت يا غفلت بلاى جانسوز عصر ما غيبت نيست، غفلت است. حال و روز شيعه در اين عصر، از دو وجه بيرون نيست. يا معصوم خاتم را، امام را و ولىالله اعظم را محبوب و مقصود و مقتداى خويش مى داند يا سر بر آستان محبوب و مقتدايى ديگر مىسايد. شيعه اگر گمان كند كه حبيب و طبيب و نجات بخشى جز او در عالم هست، راه به خطا برده است و پا از صراط مستقيم تشيع بيرون نهاده است. شيعه اگر در حضور آب، دل به سراب مىسپارد، چگونه نام خود را شيعه مىگذارد؟ شيعه بهتر از هر كس مى فهمد كه "مَن ماتَ و لَم يَعرف اِمامَ زمانه ماتَ مِيتةالجاهليِة" . «هركه بميرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است. » شيعه بهتر از هر كس مى فهمد كه ميزان و معيار محبت، امام است و هر محبتى در راستاى محبت امام، معنا مىشود. و اگر مدعى است كه مريد آن قطب عالم است، محب آن ولىاللهالاعظم است، عاشق آن حجتخاتم است، اين حال و روز با عشق، سر سازگارى ندارد. كدام عاشقى بى ياد معشوق، زيستن مىتواند؟ كدام عاشقى، يك لحظه بى خاطره معشوق سر مى كند؟ كدام عاشقى هر از گاه به ياد معشوق مىافتد و محبوب را در رديف ديگر امور روزمره خويش مىبيند؟ كدام عاشق هجران كشيدهاى خورد و خوراك و خواب و لذت مى فهمد؟ اين ننگ و عار براى عاشق نيست كه از معشوق بشنود كه ما تو را از ياد نمى بريم و مراعات تو را فرو نمى گذاريم و او... و او بىاشتياق زيارت معشوق سر كند و ياد او را فرو بگذارد؟ اين اوج بى معرفتى محب نيست كه بداند و بشنود كه محبوب به شادمانى او شاد مى شود، با اندوه او غمگين مى گردد، مريضىاش محبوب را بيمار مىكند، هرگاه دست به دعا بردارد، محبوب آمين مى گويد و آن زمان كه سكوت كند، محبوب، برايش و به جايش دعا مىكند و او سر از پاى نشناسد و قالب تهى نكند؟ آرى بلاى جانسوز عصر ما غفلت است، غيبت نيست. و غيبته منا. او غايب نيست، پرده بر چشمهاى ماست. چه كس صادقانه دست به دعا برآورده است، مخلصانه امام خويش را طلب كرده است، و پاسخ نگرفته است؟ برخى امام را طلب مى كنند و ديگران را هم. اينان تا آن زمان كه چشم به ابواب چند گانه دارند، دستشان به دامان امام نمى رسد. بعضى امام را طلب مىكنند ، اما نه به خاطر امام كه براى وصول به حاجات خويش. مىبينى كه امام را صدا مىكند - با تضرعى جانسوز و جگرخراش - اما آنچه مى طلبد، ديدار حيات بخش امام نيست، حل مشكلات و وصول به حاجات خويش است. اين سخن نه بدان معناست كه در تلاطم مشكلات، به سراغ امام نبايد رفت و قضاء حوائح و استجابت دعا و رفع موانع را از او نبايد خواست. بلكه به عكس، همه چيز از نزول باران، تا شفاى بيماران را از امام بايد طلب كرد كه تقدير و مشيت همه چيز در عالم به دست اوست و هيچ كار، بىاشارت مژگان او به سرانجام نمىرسد. سخن اين است كه شوق ديدار امام چيزى است و عريضه و عرضه حاجات دنيوى، چيز ديگر. سخن اين است كه ساقى اين بارگاه، به ظرفيت و جام همت مهمان مىنگرد، محبوب، به ظرفيت دل محب نگاه مىكند. اِنّهذه القلوب اوعية و خيرها اوعاها. يكى به هواى بهشت در مصيبتحسين (ع) اشك مىريزد. يكى در مجلس حسين (ع)، بر مصيبتخويش مىگريد. و يكى را معرفتحسين و معرفتبه مصيبتحسين (ع) مىگرياند. هركس به قدر جام معرفتخويش، از دستهاى امام نوش مىكند. امام دست نيافتنى نيست، دستهاى ما بسته است. امام در پرده غيبت نيست، پرده بر چشمهاى ماست. و آنچه ما را از زيارت امام محروم مىكند، غيبت امام نيست، غفلت ماست ................... نوشته شده توسط soheil | لینک ثابت |
خورشید پشت ابر موضوع: انتظار جمعه 2 دی1384 1:16
منافع امام غايب · خورشيد در منظومه شمسي مركزيت دارد و كرات و سيارات به دور او در حركتند چنانكه وجود گرامي حضرت حجت (عج) در نظام هستي مركزيت دارد « ببقائه بقيت الدنيا و بيمنه رزق الوراء و بوجوده ثبتت الأرض و السماء » . · خورشيد در اين مجموعه منافع فراواني دارد ، جاذبه كه مايه ثبات و بقاي نظام است . گرما و حرارت كه از پشت انبوه ابر غليظ نيز به زمين مي رسد . باد و باران ، روئيدن گياهان و امثال آن از بركات تابش خورشيد است كه ابر گرفتگي در آن اثر مهمي ندارد . بله نورافشاني از پشت ابر كمتر خواهد بود . بدين ترتيب ابر گرفتگي فقط كمي از منافع آفتاب را تقليل مي دهد نه اينكه از بين ببرد . · ابر هرگز آفتاب را نمي پوشاند بلكه ما را مي پوشاند ، در نتيجه ما را از ديدن آن محروم ميكند ، نه آنكه در منفعت رساني آن خللي ايجاد كند . چگونه مي توان گفت كسي كه عالم وجود در قبضه قدرت اوست و مي تواند هر لحظه اي در هر جا حضور داشته باشد ، غايب است؟ جمال يار ندارد نقاب و پرده ولي غبار ره بنشان تا نظر تواني كرد · پوشاندن ابر اختصاص به كساني دارد كه در زمين هستند نه كسي كه برفراز ابر حركت مي كند . غيبت آن حضرت نيز براي كساني است كه به دنيا و طبيعت چسبيده اند اما كساني كه بر ابر شهوات و غبار هواهاي نفساني پا گذارند و در آسمان معنويت پرواز ميكنند هر لحظه كه بخواهند در حضور هستند . تو كز سراي طبيعت نمي روي بيرون كجا به كوي طريقت گذر تواني كرد · آفتاب لحظه اي از نور افشاني غفلت نمي كند هر كس به اندازه ارتباطي كه با خورشيد دارد از نور آن بهره مي برد و اگر بتواند همه موانع را كنار بزند و در برابر آفتاب بنشيند بهره كاملي مي برد . چنان كه حضرت وليعصر(عج) مجراي فيض الهي است و در اين جهت فرقي بين بندگان خدا نمي گذارد ليكن هر كس به اندازه ارتباط خود مستفيض و مست فيض مي شود . · اگر اين آفتاب پشت ابر هم نباشد شدت سرما و تاريكي ، زمين را غيرقابل سكونت خواهد كرد . اگر وجود گرامي آنحضرت در پس پرده غيبت نباشد سختي ها و تنگي هاي معيشت و كينه توزي دشمنان مجالي به شيعه نمي دهد . خود آنحضرت در توقيع شريفشان به مرحوم شيخ مفيد نوشتند : ما در مراعات حال شما سهل انگار نيستيم و هرگز شما را فراموش نميكنيم وگرنهسختي ها و تنگناهاي فراواني به شما ميرسيد و دشمنان شما را نابود مي كردند . · درست است كه امام (ع) با حضور و ظهور خود مي تواند مايه اضمحلال دشمنان گردد آنگونه كه از نظر علمي ، تابش بدون ابر و مستقيم خورشيد ميكروب كش است ( بدليل اشعه هايي كه دارد ) و از نظر فقهي نيز جزو مطهرات محسوب مي شود و برخي نجاسات را پاك مي كند ، ليكن وجود امام معصوم (ع) در نظام آفرينش مثل مغناطيس زمين است كه با وجود نامرئي بودن همه قبله نماها و قطب نماهاي كشتي ها ، هواپيماآفرينش آآفغرينش ها ، عمليات هاي نظامي و... را به حركت در مي آورد و از بركت آن ميليونها بلكه ميلياردها انسان جهت قبله يا مسير مسافرت خود را پيدا مي كنند و به مقصد مي رسند.
نوشته شده توسط soheil | لینک ثابت |
|
About
![]() اندکی صبر سحر نزدیک است
Google Searcher
|