چشم انتظار
|
|
ابراز دوستى به حضرت مهدى عليه السلام موضوع: مهدویت سه شنبه 23 مرداد1386 23:2
ابراز دوستى به حضرت مهدى عليه السلام وظيفه اى در عصر غيبت
عصرغيبت دارند. اين مهم مفهومى است كه مىتواند مصاديق مختلفى داشته باشد مانند دادن صدقه به قصد سلامتى آن امام همام، هديه كردن ثواب اعمال واجب يا مستحب به آن حضرت و مواردى از اين قبيل. ترديدى نيست كه اين ابراز ارادت، گذرگاهى جهت ازدياد معرفت و محبت نسبت به آن عزيز غايب از نظر است و معرفت و محبت، معبرى است تا به آن امام بزرگوار تقرب بيشترى حاصل كنيم . اين نوشتار را به دو مصداق موضوع ياد شده اختصاص دادهايم: اول: دادن صدقه به قصد سلامتى امام عصرعليهالسلام، از جمله تكاليفى است كه منتظران آن امام بزرگوار در عصرغيبت بر عهده دارند. بدون شك آن حضرت بىنياز از آن است كه منتظران، براى سلامتىاش صدقه بدهند، ولى همان طور كه گفته شد، ابراز ارادت به آن بزرگوار و اعلام تبعيت از آن حضرت نشانهها و علائمى دارد كه از آن جمله مىتوان علاقه به سلامتى حضرتش را عنوان نمود. و اين كار- همان طور كه در زندگى شخصى خودمان با دادن صدقه تامين مىشود – نسبت به آن امام بزرگوار هم سارى و جارى است. مضافاً اين كه بنا به روايتى از رسول مكرم اسلام؛ هيچ بندهاى ايمان نياورد مگر آن كه من نزد او از خودش محبوبتر باشم، و خاندانم از خاندانش نزد او محبوبتر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوبتر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوبتر باشد. (1) با اين حساب، اگر براى سلامتى خود، يا خانواده خودمان صدقه مىدهيم، اين كار براى كسى كه از ما و خاندانمان عزيزتر است اولى مىباشد؛ و چه كسى در اين خصوص عزيزتر و شايسته تر از حضرت مهدى عليهالسلام؟ بر همين اساس است كه مرحوم «سيد بن طاووس» به فرزندش چنين سفارش مىكند: «... پس در پيروى و وفادارى ... نسبت به آن حضرت به گونهاى باش كه خداوند و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو مىخواهند و حوائج آن بزرگوار را بر خواستههاى خود مقدم بدار؛ آن هنگام كه نمازهاى حاجت را به جاى مىآورى، صدقه دادن از سوى آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوى خودت و عزيزانت قرار بده ...» (2) چه نيكوست منتظران امام عصرعليهالسلام، روزانه به قصد سلامتى آن امام همام مبلغى به نيازمندان صدقه بدهند. بديهى است آن حضرت را به اين صدقات نيازى نيست، ولى همان طور كه گفته شد اين كار ابراز ارادت به ساحت قدسى آن امام شريف و گذرگاهى است تا كسب محبت و تقرب به آن بزرگوار حاصل آيد. مضافاً اين كه برحسب روايات متعدد، اعمال ما هر از چند گاه خدمت حضرتش عرضه مىشود و چون آن بزرگوار، اين مقدار وفادارى را از ناحيه منتظرانش مشاهده كنند، خرسند مىگردند و كدام توفيق براى منتظران از اين بالاتر كه لبخند رضايت و خرسندى بر لبان امام خود - كه جان عالميان فدايش باد - بنشانند؟ و اگر ما عملا خواستار سلامتى حضرتش باشيم و در اين راه از بذل مال دريغ نكنيم، آيا آن منبع فيض، سلامتى ما را از خداوند نخواهد خواست؟ دوم: هديه دادن ثواب اعمال مستحب به آن امام شريف از ديگر مصاديق ابراز ارادت به آن حضرت است. در زندگى روزمره هديه و چشم روشنى گذرگاهى براى اعلام دوستى و نيز رفع كدورتها است. روايات فراوانى از پيامبراكرم صلىالله عليه و آله، در اين خصوص وارد شده است. به دو روايت بسنده مىكنيم: - به يكديگر هديه بدهيد تا رشته محبتتان استوار شود؛ زيرا هديه محبت را بيفزايد و كينه و كدورت را از ميان ببرد. (3) همچنين آن بزرگوار فرمود: - هيچ كس نبايد هديه برادرش را رد كند، اگر توانست آن را عوض دهد. (4) هديه كردن ثواب و پاداش اعمال پسنديده به امام عصرعليهالسلام، از زيباترين و مستقيم ترين راه هايى است كه بيانگر ابراز محبت و وفادارى به آن حضرت است و همان طور كه در بحث صدقه به قصد سلامتى آن امام همام گفته شد؛ آن بزرگوار را به اين هدايا نيازى نيست، بلكه ما به ابراز مودت و دوستى نسبت به آن حضرت نيازمنديم و براى رسيدن به اين مطلوب، كدام راه مستقيمتر از هديه كردن پاداش اعمال نيكو به آن امام عزيز؟ مرحوم «صدرالاسلام همدانى» در كتاب « تكاليف الانام فى غيبة الامام » يا «پيوند معنوى با ساحت قدس مهدوى» مىنويسد: از جمله تكاليف بندگان در عصر غيبت امام عصرعليهالسلام، هديه كردن ثواب طاعات و عبادات اعم از واجب و مستحب به آن حضرت و پدران بزرگوار ايشان است؛ زيرا اين كار باعث قبولى عبادات و ازدياد طاعات زياد بنده خواهد شد. و در ادامه و به نقل از « سيد بن طاووس» روايتى را چنين مىآورد: كسى كه ثواب نماز خود را - چه واجب و چه مستحب - براى رسول خدا صلىالله عليه و آله، اميرمؤمنان و اوصياى گرامى او قرار بدهد، خداوند ثواب نمازش را چند برابر مىكند ... و پيش از جدا شدن روح از بدنش به او مىگويند: اى فلان! دلت خوش و چشمت روشن باد بدانچه خداوند متعال براى تو مهيا كرده است ... .(5) هديه كردن پاداش اعمال به امام عصرعليهالسلام، منحصر به ثواب نماز نيست، ثواب و پاداش هر گونه اعمال خير را مىتوان مشمول اين نكته قرار داد. چنان كه مرحوم «سيد محمد تقى موسوى اصفهانى»، قرائت قرآن و غيره را مشمول اين نكته دانسته است. (6) همچنين مرحوم طبرسى در«النجم الثاقب» حج كردن به نيابت از سوى آن حضرت را عنوان نموده و اين كار را از قديم در ميان شيعيان امرى مرسوم دانسته است. (7) هديه نمودن پاداش اعمال نيك به ساحت قدسى حضرت مهدى عليهالسلام، امر پيچيدهاى نيست و به مقدمات عريض و طويلى نياز ندارد، همين كه انسان نيت كند ثواب اين عمل نيك هديهاى براى امام عصرعليهالسلام باشد، كفايت مىكند. چنان كه راوى از امام سؤال كرد چگونه نماز خود را هديه كند؟ امام جواب داد: ثواب نماز خود را براى پيامبر صلىالله عليه و آله، و يا هر كدام از ائمه عليهمالسلام، نيت مىكند و پس از سلام نماز بگويد: اللهم انت السلام و منك السلام يا ذاالجلال و الاكرام، صلى الله على محمد و آل محمد.» اينها ركعاتى بود هديه به بندهات محمد بن عبدالله ... .» (8) طبيعى است كه اين هديه مىتواند به هر كدام از معصومين ديگر از جمله حضرت مهدى عليهالسلام تعلق بگيرد. از اينها بگذريم هديه دادن پاداش اعمال نيك به حضرت ولىعصرعليهالسلام، همان طور كه گفته شد موجب قبولى و ازدياد پاداش اعمال مىگردد و در حقيقت اين كار مُهر تضمينى است بر قبولى عمل به شرط برخوردارى از ساير شرايط. چه نيكو و پسنديده است كه منتظران در غيبت امام خود، به آن حضرت ارادت ورزند و با دادن صدقه به قصد سلامتى آن حضرت و نيز اهداى پاداش اعمال پسنديده - چه واجب و چه مستحب - به آن عزيز غايب از نظر اعلام محبت كنند. پىنوشت ها: 1 . سيد محمد تقى اصفهانى، مكيال المكارم، ترجمه، ج2، ص297. 2 . همان، ص 288/ النجمالثاقب، ترجمه، ص773 . 3 . نهج الفصاحه،حديث 1189 . 4 . همان، حديث 2536. 5 . صدرالاسلام همدانى، پيوند معنوى با ساحت قدس مهدوى، ص 225. 6 . سيد محمد تقى اصفهانى، در دوران غيبت امام مهدى عليهالسلام، چه كنيم؟ ص11. 7 . النجم الثاقب، ترجمه، ص774 . 8 . مهر محبوب، سيد حسين حسينى، ص86 . نوشته شده توسط soheil | لینک ثابت |
امام حسین(ع) و حضرت مهدی (عج) موضوع: مهدویت شنبه 7 بهمن1385 0:59
** علايم ظهور از زبان امام حسين(ع) ريحانة رسول خدا،حسين بن علي(ع)دربارة علايم ظهور فرزندش امام عصر(عج)مي فرمايد:
« للمهديّ خمس علامات:السّفياني،واليماني،والصيحه من السماء،والخسف بالبيداء و قتل النفس
الزكيه ؛ براي مهدي ما پنج علامت است : خروج سفياني ، خروج يماني ، بانگ آسماني ، خسف
سرزمين بيداء (فرو رفتن لشگر سفياني در سرزمين بيداء) قتل نفس زكيه».
در روايتي ديگر، خراب شدن ديوار مسجد كوفه از سمت خانه عبد الله بن مسعود و ديدن علامتي
در آسمان (مانند آتش) را از نشانه هاي ظهور، بيان فرموده است.
«الّلهم بحقّ الحسين اشفِ صدر الحسين بظهور الحجة»
** عاشورا روز ظهور
دربارة روز قيام و ظهور حضرت،روايات مختلفي وارد شده است.كه در آنها ، روز نوروز ، عاشورا ،
شنبه و يا جمعه ، روز ظهور معرفي شده است.
البته از آن جايي كه نوروز،طبق سال شمسي و عاشورا،بر اساس سال قمري محاسبه مي شود،يكي
شدن اين دو روز امكان پذير است و هم زماني اين دو روز با جمعه و شنبه نيز ممكن است.
اما رواياتي كه روز ظهور را ، دو روز از هفته بيان كرده ، قابل توجيه است ؛ يعني ، در صورت
صحيح بودن سند اين روايات احاديث روز جمعه به روز« ظهور» و روايات روز شنبه به روز
«استقرار و تثبيت قيام حضرت و نابودي مخالفان» تفسير مي شود.
البته روايات روز شنبه،از نظر سند قابل تأمل و بررسي است؛ولي روايات روز جمعه از اين نظر
ايرادي ندارد. اما آنچه مهم است اين كه قيام حضرت ولي عصر(عج) مصادف با روز شهادت سيد
الشهدا(ع) است و اين مطلب ما را به ارتباط ويژة صاحبان اين دو قيام رهنمون مي سازد.
امام محمد باقر(ع)فرموده است : « كاني بالقائم يوم عاشورا يوم السبت قائماً بين الركن و المقام و
بين يديه جبرئيل ينادي:البيعه لله فيملأها عدلاكما ملئت ظلما و جورا؛ گويا حضرت قائم(عج)را
مي بينم كه روز عاشورا ، روز شنبه بين ركن و مقام ايستاده و جبرئيل پيش روي او ندا مي كند :
بيعت براي خدا است . پس زمين را پر از عدل مي كند همان گونه كه پر از ظلم و جور شده
بود».
امام جعفر صادق(ع)نيز مي فرمايد : « ان القائم صلوات الله عليه ينادي باسمه ليله ثلاث و عشرين
و يقوم يوم قتل فيه الحسين بن علي(ع) ؛ قائم- درود خدا بر او باد - در شب بيست و سوم ماه
رمضان ، به نام[شريفش] ندا مي شود ، و در روز عاشورا ، روزي كه حسين بن علي(ع) ، در آن
كشته شد ، قيام خواهد كرد». نوشته شده توسط soheil | لینک ثابت |
مصاحبه با استاد علی کورانی موضوع: مهدویت سه شنبه 7 آذر1385 12:12 مصاحبه با استاد علي كوراني استاد علي كوراني عاملي متولد جنوب لبنان(جبل عامل)مي باشد.ايشان در نجف،تقريباً ده سال در درس هاي آيت الله خوئي و شهيد صدر شركت كرده و سپس به عنوان وكيل آيت الله حكيم و آيت الله خويي به كويت عزيمت نمود.بعد از آن به لبنان مراجعت نمود و با پيروزي انقلاب اسلامي به ايران آمده و در تهران،در زمينة حركت هاي انقلابي در عراق و لبنان فعاليت داشت.هم اكنون نيز در قم مشغول فعاليت هاي تحقيقي مي باشد.برخي از تأليفات ايشان در مقولة مهدويت عبارتند از:«عصر ظهور»(عربي،فارسي)،«الممهدون للمهدي(ع)»،«معجم احاديث الامام المهدي(ع)»(پنج جلد). انتظار:ضمن تشكر از قبول زحمت توسط حضرت عالي،در ابتدا،نظر خود را راجع به ويژگي ها و بايسته هاي يك مجله تخصصي بفرماييد. انتظار: دربارة نوشته هاي خود مثل عصر ظهور، ملائكه الغيب قادمون[فرشتگان غيبي در حال آمدنند]و ...)توضيح بفرماييد؟ از نظر شيعيان دنيا،انقلاب ايران،به عنوان زمينه ساز ظهور مطرح است.آنان كم و بيش،مي دانند كه اين از علايم ظهور است.در روايت هاي موجود،عبارات«رجلٌ من قوم»و«قوم من المشرق»آمده است.به اين انگيزه خواستم كتابي بنويسم تا خلأ موجود اندكي پر شود؛يعني،براي آشنايي شيعيان با عصر ظهور و زمينه سازي براي آن و براي شناخت علامت هاي ظهور و رابطة انقلاب اسلامي ايران با آن علايم،كتاب«عصر ظهور»را تأليف كردم. انتظار: آيا احتمال دارد منظور از«سفياني»كسي باشد كه تفكّر ابو سفياني دارد؟يا مراد از«دجال»كسي باشد كه اهل نفاق باشد؟يعني شخص حقيقي مراد نباشد؟ من نگفتم«خراساني»شخص حقيقي نيست؛بلكه شخص حقيقي منسوب به خراسان است.اما اين خراسان ممكن است از پنجوين تا تاشكند باشد. اما دربارة سفياني گفتني است كه در ده ها روايت آمده كه او اموي و از اولاد ابوسفيان است،از اين رو نمي توانيم بگوييم:سفياني،شخص حقيقي نيست.همچنين نمي توانيم بگوييم«دجال»رمزي است.نظر آن شخص لبناني هم كه در كتابش گفته دجال همين تمدن و اسرائيل است،سليقه اي است و علمي نيست. انتظار: در نماي كلي كتاب«عصر ظهور»برنامة حكومتي حضرت كمتر مطرح بوده و چهرة خشني از حكومت آن حضرت ارائه شده است؛نه چهرة پدرانه و مهربان ايشان؟! بلي،اين نقص است.من به جهت اينكه شيعه،هزاران سال در مظلوميت بوده و در دوران جنگ هم اين كتاب نوشته شده است؛خواستم انتقام حضرت را مطرح كنم؛اما بايد به جوانب ديگر هم پرداخته شود. انتظار: شاخصة حكومت حضرت مهدي(عج)اين است كه معنوي است؛ولي الأن جهان دارد به سوي ماديات مي رود.در اين جهان مادي و خلاف معنويت،چگونه امكان حكومت جهاني امام زمان(ع)وجود دارد؟ دو مسأله بايد در نظر گرفته شود: اولاً انسان هر قدر در ظلمت فرو رود و غبار روي فطرتش بنشيند،باز هم فطرت انساني اش باقي مي ماند.حتي در غرب اعتقادشان در گرايش به اسلام بيشتر مي شود؛يعني،وقتي يك نفر،مطلب روحي مطرح مي كند،همه دنبالش مي روند. ثانياً حضرت مهدي(عج)از همان مطالب مادي براي توحيد و نبوت و ... دليل مي آورد؛مثلاً با استفاده از حقايق قرآن و معادلات رياضي(تعداد كلمات و معاني بعضي از آيات)،راه هاي شكافتن كوه ها و ... را ترسيم مي كند(لو أنزلنا هذا القرآن ...).يا براي درمان فلان درد مي فرمايند فلان كار را انجام دهيد. مشكل ماديات و گرايش به آنها،بيشتر در غرب مطرح است كه حضرت مسيح(ع)در انجا ظهور مي كند(در هشت ماه اول حركت حضرت).غرب در اين مرحله تكان مي خورد و در حالت غضب مي خواهد از امام مهدي(عج)و مسلمين انتقام بگيرد،لذا حضرت مسيح نازل مي شود.و اين كه در «قدس»پشت سر حضرت نماز مي خواند،در آخر است؛نه اينكه اول در قدس نازل شود و نماز بخواند. حال شما تصور كنيد وقتي حضرت عيسي(ع)در ايتاليا،واتيكان و يا نيويورك ديده شود،چه تظاهرات ميليوني در غرب راه مي افتد.طبيعي است كه گرايش به طرف حضرت عيسي(ع)صورت بگيرد و اين حالت،اصلاً جامعة غرب را از چاه ماديات بيرون مي آورد.ممكن است بعداً در سطح زمين اختلاف شود و بعضي از حكومت ها با حضرت درگير شوند؛ولي گروه و حزب حضرت عيسي(ع)زياداند. حضرت عيسي(ع)در مراحل بعدي حكومت جهاني،نقش مهمي دارد.تمام پيامبران فوت كرده اند؛اما خداوند متعال براي اصلاح جامعة مسيحيت،حضرت عيسي(ع)را نگه داشته است. مشكلي اصلي در حكومت جهاني،طرفداران حضرت عيسي(ع)هستند؛يعني،بعد از سه سال،حضرت عيسي از شأن سياسي و تصميم گيري منزوي شده و مردم تصميم مي گيرند با امام زمان(ع)بجنگند.در آن موقع حضرت عيسي(ع)مي آيد و پشت سر امام(ع)نماز مي خواند. طبق يك حركت طبيعي،طرفداران عيسي(ع)در غرب مسلمان مي شوند و امام(ع)با جنگ كردن با بقية مخالفان پيروز مي شود.حال افرادي كه از غرب مسلمان شده اند،وسيلة تكوين جامعه و دولت مي شوند. انتظار: آيا دين مسيحي ها عوض مي شود و مسلمان مي گردند يا اين كه به دين خود باقي مي مانند؟ وقتي حضرت عيسي در آخرين مرحله موضعش را مشخص مي كند و پشت سر امام نماز مي خواند،آنان مسلمان مي شوند. برخي از دوستان مي گويند:الأن در فرانسه،اگر دولت مانع نشود،اسلام گرايي به وجود مي آيد؛ولي مي بينيم وقتي فلان دكتر مسلمان شد،چقدر اذيتش كردند. انتظار: خداوند،حضرت عيسي(ع)را به عنوان يك ذخيره نگه داشته است؛چون درصد زيادي از مردم دنيا مسيحي اند.آن حضرت مي آيد و حجتي بر مسيحيان مي شود.به نظر شما تكليف شرق آسيا چيست؟مثلاً چين يك ميليارد نفر جمعيت دارد كه مسيحي نيستند؟ صلح با مسيحيان امكان دارد؛ولي غير اهل كتاب يا بايد قبول كنند و يا با آنها بايد جنگ كرد؛يعني،با اهل كتاب مي توان با گرفتن جزيه يا بستن پيمان و ... كنار آمد؛اما با غير اهل كتاب خير. انتظار: وقتي كه عيسي(ع)آمد، مسيحيت چه مي شود؟ وقتي عيسي(ع)مي آيد،تمم اهل كتاب به آن حضرت ايمان مي آورند.پس مسيحيان،يهوديان را سركوب مي كنند. يهوديان ضعيف و مخذول مي شوند.مسيحيان افتخار پيدا مي كنند.پس عيسي(ع)در مرحلة اول،آنها را دعوت به توحيد و نبوت مي كند(مي گويد من رسولم)و در آخرين مرحله،پشت سر امام عصر(ع)نماز مي خواند. انتظار: آيا مسيحيان پس از اين مرحله مسلمان مي شوند؟ بله، در اين سه سال خيلي مسلمان مي شوند.تودةمسيحيت،مسلمان مي شوند،فقط نواصب و يهود باقي مي مانند كه آنان نيز كم هستند. انتظار: شكل حكومتي حضرت را از نظر مباحث سياسي جديد،به چه شكل ارزيابي مي كنيد؟ به صورت 313ولايت. انتظار: شما فرموده ايد كه چون ياران حضرت 313نفر هستند،بعداً شكل حكومت هم به صورت 313ولايت مي باشد.آيا دليلي هم بر اين مطلب داريد؟ بله به دليل اين كه در روايات راجع به اصحاب امام زمان(ع)آمده است:«حكّام الارض لما يرسل احدهم يقول له مهما اشكل عليك حكمْ فانظر في كفّك». انتظار: اين چه دليلي مي شود كه ولايت ها 313نفر هستند؟ اين313نفر حاكمان زمين هستند.وقتي حضرت يكي از آنان را براي حكومت به جايي مي فرستد؛هر وقت يكي از آنها بخواهد،امام را مي بيند و با او حرف مي زند:«يقول له مهما اشكل عليك امرْ ...؛اگر امري را نفهميدي و نتوانستي قضاوت كني،به كفّت نگاه كن،حكمش را مي بيني». اين حكومتي است كه امام زمان(عج)رئيس كل است و حاكمان،افراد منصوب ايشان هستند.
انتظار: اين كه در روايات آمده زنان هم جزء اين313نفر هستند،آيا هر يك از آنان هم در منطقه اي حاكم خواهند بود؟ در مورد نقش زنان در حكومت،مطلبي نداريم،اما به نظر مي رسد نمي توانندحاكم باشند. انتظار: به چه دليل؟ به دليل اجماع فقهاي مسلمين از همة مذاهب:«ان المرأه لا تكون قاضيه،خالف في ذلك ابو حنيفه فقال يجوزان تكون قاضيه للنساء،و خالف الطبري و قال يجوز ان تكون قاضياً مطلقاً(و لكنّ الطبري عاش ثمانين سنه و لم يتزوّج!)». زنان فقط از ياران و اصحاب امام زمان(ع)مي شوند.در آن زمان سطح تفكر و عقل شيعيان بالا مي رود.مثلاً علماي آنها شبيه پيامبران و طلبه ها شبيه فرشته ها مي شوند. زنان نيز سطحشان بالا مي رود؛يعني،سطح ايمانشان به درجه اي مي رسد كه مستحق صحبت با حضرت مي شوند و جزء اصحاب ايشان قرار مي گيرند. انتظار: ظاهراً در مورد حكومت حضرت،خشونت بيشتر مطرح است،به حدي كه برخي از افراد،از ظهور حضرت مي ترسند و حتي ديگران را از دعا براي تعجيل فرج منع مي كنند. در روايات داريم:«اذا تمنّيتم فتمنّوه في خيرٍ و عافيهٍ».پس اگر انسان گنه كار باشد،بايد بترسد. اصل كار حضرت،نبرد با دشمنان است و خشونت ها،بيشتر در رويارويي با معاندان و دشمنان مي باشد.آن حضرت با مردم با عطوفت و مهرباني برخورد مي كنند. انتظار: در پايان اگر نصيحت و سفارش خاصي داريد،بفرماييد؟ كار كردن براي تقويت اعتقاد به مهدويت«مهدويت»خيلي مهم است.از خود حضرت بخواهيد كه در عمل به اين وظيفه مهم، به شما توفيق دهد. در كار شما دو جنبه هست:يكي جنبه ساختن خود انسان و ديگري نشر مقاله و مجله. سعي كنيد چيزي توليد نكنيد مگر اين كه به آن اعتقاد داشته باشيد.چيزي بنويسيد كه به آن اعتقاد داريد،و به مطالب مهم و به درد خور اهميت بدهيد. بگوييد من مي خواهم موضوعاتي را كه خودم علاقه دارم بررسي كنم،و موضوعاتي كه به آن اعتقاد دارم مي نويسم؛غير آن را به ديگري بدهيد. حالت صادقانه با امام زمان(ع) داشته باشيد،بگوييد:مولاي من!من تا به حال به واسطة شما روزي مي خوردم؛ولي الأن بيشتر از بركات شما استفاده مي كنم.در مقابل حضرت،حالت اخلاص و صدق داشته باشيد كه همين مطلب براي آن حضرت و خدايش مهم است. نوشته شده توسط soheil | لینک ثابت |
ویژگی های عصر ظهور-4 موضوع: مهدویت دوشنبه 15 آبان1385 18:23
ويژگي هاي عصر ظهور (مدينة فاضلة اسلامي) 1- عدل در عصر ظهور 2- علم در عصر ظهور 3- ارتباطات در عصر ظهور 4- رفاه و آسايش در عصر ظهور 5- سفر به فضا در عصر ظهور 6- امنيّت و سلامت در عصر ظهور
|
About
![]() اندکی صبر سحر نزدیک است
Google Searcher
|